تبليغاتX
بی بهانه ترین آرزو
به همان قدر که چشمان تو دیدن دارد حرفهای منم شنیدن دارد

Jade ghamnaktarin shahr man ast va  safar talkhtarin zahr zaman

Mano in rah derazi ke mara dozdide mano in tole zamani kea z un nist goriz sakht dar janjalim

Anche aghaz safar tosheye raham kard garmiye dast to bodo sedaye nafasat va kalami ke be man migoft har koja yabi chehreye shad to ra khob bekhater daram...

Jade ghamnaktarin shahr man ast vas afar talkhtarin zahr zaman

Zahr to dast to in sabad abi atr shab shear pahneye hes mara vosate darya dade

Boye shab midahi ey khob tanat vosate shearam!

Asheghi taghdir ast eshgh haghe mano tost va toham menat man az in sakhtiha.....

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 0:7  توسط ناجی عشق | 

 

 

 

 

صدايم كن

            صدايت بوي آجرهاي باران خورده را دارد

                     

 و بوي آشناي مهرباني را

             

         من اينجا لحظه هارا قاب مي گيرم

           

              و سرما را ميان دستهاي خسته ديوار مي بينم

         

                    من اينجا در شروع فصل سرد باران مي ميرم

              

                         و خاك تشنه در اميد باران همچنان بي بار مي مانم

 

        صدايم كن       صدايم كن       صدايم كن

 

Image and video hosting by TinyPic

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 0:50  توسط ناجی عشق | 

·       هر جمعه من دارم با خودم ميگم مي ياي اما وقتي كه

ديگه غروب ميشه دلم ميدونه نمياي.

·       هرغروب جمعه من با يه سبد ياس پر پر مي شينم

منتظرت تا تو بياي از سفر...تا تو بياي از سفر.

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 21:23  توسط ناجی عشق | 
 

دلم برايت تنگ است....

هميشه دلتنگم.اما امروز از همه بدترم

زيرا دريا نغمه سرايي مي كند و آواز سر مي دهد

 كه زندگي من به تو وابسته است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 7:41  توسط ناجی عشق | 

به من خنديدي و نميدانستي كه من به چه دلهره سيب را از باغ همسايه دزديدم باغبان

 از پي من تند دويد سيب را دست تو ديد غضب الوده به من كرد نگاه سيب دندان زده از دست

 

 تو افتاد به خاك......وتو رفتي و هنوز سالهاست در گوش من ارام ارام خش خش گام تو

 

 تكرار كنان ميدهد ازارم و من انديشه كنان غرق اين پندارم كه چرا خانه كوچك ما

 

 سيب نداشت..............

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 8:41  توسط ناجی عشق | 
  هنوز ميشه تو چشات خیلی چیزا رو تازه کرد
میشه با گرگر دستای تو خیلی کارا کرد
میشه تو چشمای تو گم شد و مرد
میشه دریا رو به بغض تو سپرد
میشه با چشم تو رنگا رو شناخت
میشه بهترین ترانه ها رو ساخت
نگو دیره
من از این فاصله ها بد جوری گریم میگیره
نگو دیره
من از این بی خودی ها بد جوری گریم میگیره
آره گریم میگیره آره گریم میگیره

میشه هر قصیده رو با چشم تو اندازه کرد
میشه تو چشمای تو قدیمی ها رو تازه کرد
همه کاشی کاریا خرابه ها
همه ماشین دودی ها مثنوی ها
میشه فریاد زد و رفت تا ته درد
میشه دریا شدو از خشکی گذشت
نگو دیره
من از این فاصله ها بد جوری گریم میگیره
نگو دیره
من از این بی خودی ها بد جوری گریم میگیره
آره گریم میگیره آره گریم میگیره
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 2:15  توسط ناجی عشق | 

 

***احساس***

احساس ٬ تک واژه ای که خدا آفرید تا در آن خود و هستی را خلاصه کند. واژه ای که تمام کلمات از آن سر چشمه می گیرند . خون قرمزی خود را ار آن می گیرد. قلب ... عشق ... دوستی ... از لطف بودن این کلمه است . حس عاشق بودن پروردگار به آدم امید می بخشه ٬ انسان را به یاد زنده بودن و زندگی کردن می اندازه . ما رو به فکر فرو می بره که بیایم و عاشق هم باشیم و به هم عشق بورزیم ... رو راست باشیم و در آب های جاری و روان زندگی شیرجه بزنیم و از سردی ها و گرمی های ٬ از موج ها و طوفان ها ٬ از غروبها و طلوع های زیباش لذت ببریم .

پروردگارا عاشقمان کن و بگذار بر این احساس پاک و مقدس استوار بمانیم ... کمکمان کن و کمی از عشقت را در وجودمان قرار بده و یاریمان ده تا آن را بیابیم و به آن پایبند باشم...   آمــــــــــــیــــــــــن

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 11:7  توسط ناجی عشق | 

تورا گم كرده ام امروز

و حالا لحظه هاي من

گرفتار سكوتي سردو سنگينند

و چشمانم كه تا ديروز

 به عشقت مي درخشيد

نمي دانم چه غمگينند

چراغ روشن شب بود

 برايم چشمهاي تو

نميدانم چه خواهد شد

پر از دلشوره ام

بي تاب و دلگيرم

كجا ماندي

كه من بي تو هزاران بار درهرلحظه

مي ميرم

 

Image hosting by TinyPic

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 14:32  توسط ناجی عشق | 

***روز مادر ٬ بهترین روز خدا***


من نفس خداوند زنده را همه جا حس می کنم 

من ، زنگ و فریاد بی صدای او را همه جا می شنوم

بلند می کند ، دور می کند روح مرا آن به همه آگاه

من ، زمزمه و نجوای بی کران او را همه جا ( می شنوم  )

 

هوهانس تومانیان

                                        

مادر ی رویای سبز غنچه ها

مادر ای پرواز نرم قاصدک
              
مادر ای معنای عشق شاهپرک

گونه هایت کاش مهتابی نبود
              
تا دلم در بند بی تابی نبود

ای تمام ناله هایت بی صدا
             
مادر ای زیباترین شعر خدا


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 0:18  توسط ناجی عشق | 

كاش ميشد هيچ كس تنها نبود

كاش ميشد ديدنت رويا نبود

گفته بودي با تو ميمانم

ولي رفتي وگفتي كه اينجا جا نبود

من دعا كردم براي بازگشتت

دستهاي تو ولي بالا نبود باز گفتي كه فردا ميرسد

كاش روز ديدنت فردا نبود

 

 

Image hosting by TinyPic

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم تیر 1385ساعت 14:54  توسط ناجی عشق | 
Image hosting by TinyPic

 

بارها در گوشه تنهایی خود اشک می ریزم وگوش ناشنوای آسمان را با فریادهای بیهوده میازارم.

بعضی سرنوشتها در روح اثر جاودانی می بخشند و هر چه روزگار بدان بگذرد یاد آن از خاطر نمی رود.

هرگاه یاد ایام گذشته را به خلوتگاه خاموشی افکار خویش احضار میکنم میبینم

چه بسا چیزهاست که در طلب هر یک رنج فراوانی برد ه

وسر انجام نومید مانده ام چرا میگی زندگی زیباست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چرا میگی؟؟ زندگی گرمی دلهای بهم پیوسته است

ما که ندیدیم..........

ولی !!!!!! قصه شیرینی است.......

 

Image hosting by TinyPicImage hosting by TinyPicImage hosting by TinyPicImage hosting by TinyPicImage hosting by TinyPicImage hosting by TinyPicImage hosting by TinyPic

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 0:37  توسط ناجی عشق | 

 

 

 Image hosting by TinyPic

یادته آخرین جمله ای که قبل از رفتنت به من گفتی؟

 

تو گفتی دوستت دارم

میخواستم فریاد بزنم اگه دوستم داری پس چرا تنهام می زاری اما نمی تونستم

فقط آروم گفتم منم دوستت دارم

 

Image hosting by TinyPic

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 0:33  توسط ناجی عشق | 

دفتری که بسته شد بازش نکنید

دلی که شکسته شد نازش نکنید

یاران شما را به خدا به عشق بی وفایی نکنید

یا اینکه وفا کنید تا آخر عمر یا اینکه از اول آشنایی نکنید

 

 Image hosting by TinyPic

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1385ساعت 14:3  توسط ناجی عشق | 

 

 

 

 

Image hosting by TinyPic

 

تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم..................

وقتیکه هنگام صحبت با من رنگش پرید وجمله ای را که با صدای لرزان آغاز کرده بود.

در نخستین کلام قطع کرد.

وقتیکه نگاه خود را از پس مزگان بلند خویش به من دوخت

وتیری را که گمان داشتم بر دل او نشسته بر دل من نشاند

وقتیکه چهره او با غروری آتشین که هرگز خاموش نشد بر لوح دلم نقش بست

ودر آن جای گرفت آن رازی راکه در پی دانستنش بودم دریافتم

دریافتم که او مرا دوست ندارد

اما من او را دوست دارم......

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 0:25  توسط ناجی عشق | 

 

 

در بی نهایت تنهایی و استیصال نبودن کسی

در این ظلمت بی کسی

حتی سفر را خاموشی در کنار

نیست

تا شاید تنهایی را دو تا کنی

                                 واین است معنای حقیقی تنهایی...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 0:28  توسط ناجی عشق | 

 

 

Image hosting by TinyPic

وقتی که تنگ غروب بارون به شيشه ميزنه!
همه غصه های دنيا توی سينه منه!
توی قطره های بارون، ميشکنه بغض صدام!
ديگه غير از يه دونه پنجره هيچی نميخوام!
پشت اين پنجره ميشينمُ آواز ميخونم!
خودمُ تنها ترين آدم دنيا ميدونم!

دنبال يه چيز ميگردم که نميدونم چيه!
يه نفر تو قلبمه که من نميدونم کيه!
يه نفر که نيمه ی گمشده ی ترانه هاست!
تکيه گاه خوب گريه های تلخ ُ بی صداست!

پشت اين پنجره تنها تو غروبا ميشينم!
خودمُ گُم ميکنم اونو تو آينه ميبينم!
گاهی وقتا پا ميذاره توی رويا های من!
ميبينم که لحظه هام نابُ تماشايی شدن!
اما اين فقط يه خوابه، خواب پشت پنجره!
وقت بيداری بازم غم ميشينه تو حنجره!

دنبال يه چيز ميگردم که نميدونم چيه!
يه نفر تو قلبمه که من نميدونم کيه!
يه نفر که نيمه ی گمشده ی ترانه هاست!
تکيه گاه خوب گريه های تلخ ُ بی صداست

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت 15:9  توسط ناجی عشق | 

برایم همیشگی باش

اگر به خاطر زیبایی دوستم می داری.... دوستم مدار

خورشید را دوست بدار به خاطره گیسوان زرینش

اگر به خاطرجوانی دوستم می داری ..... دوستم مدار

به بهار عشق بورز که هر ساله جوان است

اگر به خاطردارایی دوستم می داری....... دوستم مدار

پری دریایی را دوست بدار که مروارید و یاقوت بسیار دارد

اگر دوستم می داری بخاطر عشق.. پس هر آینه دوستم بدار

دوستم بدار همواره

چون من همواره عاشقت خواهم بود

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 23:51  توسط ناجی عشق | 

age yeroz raftio dige barnagashti ghol nemidam

montazeret bemonam ama azat mikham vaghti

bargashti yek shakhe gol roye ghabram bezari......

+ نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 11:59  توسط ناجی عشق | 

سلام عزیزان امیدوارم همه خوب باشید. از همه شما ممنونم که به وبلاگ من سر زدین.

این وبلاگ و با تمام وجودم(البته وجود ناتوانم)تقدیم به بهترینم می کنم.امیدوارم مورد قبول شما هم قرار بگیره.

در پناه آسمان...خداحافظ

عشق دات کام

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم خرداد 1385ساعت 1:39  توسط ناجی عشق | 

چه قدر تک مانده ام ٬ چه تنها مانده ام در این دیار غربت که عاری از یک دوست و آشناست. چه قدر سخت است که در میان جمع آشنایان زیستن اما کارت تنها نشستن باشد و تنها گریستن. چه زیباست دیار عشق و چه رنگین است عشق های عشاق . اما عشق های این دیار همه دروغین اند و بوی تمسخر می دهند
قلب پر عشق من همچون نگینی در میان این همه دل های تلخ می درخشد . من به عشقم ٬ به قلبم ٬ به قلبی که میزبان عشق زیبای توست می بالم . به یاد چشمانت از خواب بر می خیزم ٬ به یاد نگاهت نفس می کشم و به یاد لبخند زیبایت به خواب می روم
آه ای تندیس محبت ٬ نمی دانی که چقدر دلم برایت تنگ است . نمی دانی که این روزها چه بر من می گذرد ... نمی دانی ٬ تو هیچ چیز را نمی دانی ...نمی دانی که بیش از هر کس و هر چیز دوستت دارم . نمی دانی که در فقدان آوای صدایت چه دردها می کشم . نمی دانی که یاد و خاطره ات چه مرحم هایی بر زخم هایم می شوند
تو نوشداروی قالب تهی و تاریک زندگی ام هستی . تو تنها عشق حاکم بر قلبم هستی . چه چیز دارم که در قبال خوبی هایت به پایت بریزم ؟ زبان من دریغ از کلمه ای محبت آمیز است . لبخند هایم پنهان و آرام است . ابراز عشق هایم به یادو خاطره ات است نه در هنگام حضورت تنها چیزی که می توانم حاظر و آماده و درهرزمان و در هر جا تقدیمت کنم ٬ جانم است
.ای زیباترین زیبایی هایم ٬ جانم به قربانت باد

 

 

Image hosting by TinyPic

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 1:40  توسط ناجی عشق | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
نجوای قلم در سطر های خالی زندگی تنها صدایی است که می ماند

نوشته های پیشین
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
آرشیو موضوعی
زندگی بی غم معنا ندارد
پیوندها
گل شب بو
نعمت بودن توست
برو بابا دلت خوشه
هنرژیشه های قدیم و خواننده های ایران
قصر یخی
عشق ژیدا شد و آتش به همه عالم زد
عشق زیباترین رنگ دنیاست
بوی بارون....صدای بارون
فریاد بی صدا
تقدیم به بهترین زندگی ام
دفتر عشق
عشق دوستی صفا و...
حرف دل(مهلاوسحر عزیزم)
یاس
عشق آتشین
فریاد پر سکوت
به یاد او و خاطراتش
سکوت فریاد عاشقان
عشق
ونوس الهه زيبايي
تو به من خندیدی ونمیدانستی
داداش ساسان
کم آوردی سوت بزن!!!
گوگوش
عکس
عشق یعنی یخ آتشین
مهرداد شيطونه
اشك شمع
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان